الملا فتح الله الكاشاني
241
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
پس به جهت آنكه اسلاف ما را زحمت بسيار رسانيده و اكثر ما را بقتل آورده و بر بيشتر انبياء ما به عذاب و بلا نازل گشته و ديار ما را خراب كرده بخسف و عذاب او را دشمن ميداريم و اگر بجاى او ميكائيل به تو وحى ميآورد كه صاحب خصب است و سلامتى و يسر و رخا به تو ايمان مياورديم حقتعالى آيه فرستاد * ( قُلْ ) * بگو اى محمد در جواب ايشان كه * ( مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ ) * هر كه باشد دشمن مر جبرئيل را و اين ناميست عبرانى يا سريانى و معنى آن عبد اللَّه است و او امين خزاين وحى است و منع صرف او به جهت عجمية و علمية است و برواية بكر بر وزن جحمرش است و بقرائة حفص بر وزن قنديل است و من موصول مبتدا است و خبر محذوف و تقدير آنكه ( من كان عدوا لجبرئيل فهو عدو للَّه ) يعنى هر كه دشمن جبرئيل است پس او دشمن خداست و حذف خبر بجهة دلالت كلام لا حق است بر آن يعنى قوله * ( فَإِنَّه نَزَّلَه ) * پس بدرستى كه او فرو ميآورد قرآن را * ( عَلى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّه ) * بر دل تو بفرمان خدا پس ضمير بارز در فانه راجع بجبرئيل است و در نزله راجع به قرآن و اضمار آن بدون ذكر مرجع جهت آنست كه دلالت كند بر فخامة شان آن چه به جهت تعين و فرط شهرت آن احتياج بسبق ذكر ندارد و ذكر قلب بجهة آنست كه آن قابل اول است مر وحى را و محل فهم و حفظ و حق كلام آن بود كه على قلبى باشد لكن بر طريقه حكاية كلام حقتعالى واقع شده كانه قال ( قل ما تكلمت به من قولى من كان عدوا لجبريل فانه نزله على قلبك ) و اذن بمعنى امر و تيسير است و جار و مجرور حال است از فاعل نزل يعنى جبرئيل فرود ميآورد بر دل تو در حالتى كه تنزيل او بامر و تيسير حقتعالى است و قوله * ( مُصَدِّقاً ) * و ما بعد آن احوالند از مفعول * ( نَزَّلَه ) * يعنى در حالتى كه آن قرآن تصديق كننده است * ( لِما بَيْنَ يَدَيْه ) * مر آن چيزى را يعنى مر كتبى را كه پيش از وى نازل شده و حالا با ايشانست چون تورية و انجيل و زبور * ( وَهُدىً ) * و در حالتى كه راه نماينده است به حق * ( وَبُشْرى ) * و در حالتى كه مژده دهنده است * ( لِلْمُؤْمِنِينَ ) * مر مؤمنان را بنجات از دركات مرديه و رسيدن بدرجات عاليه و در انوار گفته كه ظاهر آنست كه * ( فَإِنَّه نَزَّلَه ) * تا آخر جواب شرط باشد و معنى آنكه هر كه معادات كند از يهود بجبرئيل پس خلع ربقهء انصاف كرده از رقبهء خود و يا كافر شد به آنچه با اوست از كتاب به جهت نزول او بر تو بوحى زيرا كه ترك كتابى كرده كه مصدق كتب متقدمه است پس حذف جوابشده و اقامة علت شده در مقام آن و يا آنكه معنى اين باشد كه هر كه معاداة نمايد بجبرئيل پس سبب در عداوة او آنست كه تنزيل قرآن مىكند بر تو و گويند جواب شرط محذوفست بدون اقامهء غير در مقام آن و تقدير اينكه ( من كان عدوا لجبرئيل فليمت